bg
دفتر شعرغزلیات مجیدمحمدی(تنها) از مجید محمدی
شاعر :‌ مجید محمدی
مجید محمدی
غزلیات مجیدمحمدی(تنها)
1403/11/09
18

قلب و قبل از دیدنت من پرورش دادم چرا؟
تا کسی آمد نگیرد قلب را از دست ما

مثل دکتر می شکافی قلب را با آن نگاه
تا بدزدی قلب من را  از خودم ای دلربا

این دلم تا دید چشمت را فراموشی گرفت
  ای غریبه کرده ای با این دلم آخر چه ها

تا که دیدم من تو را در دل غریبه گشته ام
چشم زیبایت دلم را برده هر دم در فنا

من شدم فارغ ز آنچه بوده ام دانا عزیز
هرکسی عاشق شود باید چنین باشد چرا؟

#مجید_محمدی(تنها)
#تخلص_تنها
مجید محمدی
غزلیات مجیدمحمدی(تنها)
1403/11/09
17

نام شعر: خواب‌شیرین

خواب شیرین را تو تلخش می‌کنی بر من چرا؟
حرف رفتن می‌زنی با من چرا ای بی وفا

مهربانی کن نزن حرفی ز رفتن نازنین
ساکن قلبم بمان ای مهربان در این سرا

می‌زنی حرف نپخته یک زمان هایی فقط
قلب من عادت ندارد کن مراعات مرا

حرف رفتن را به من هرگز نزن حتی مزاح
جای آن من را عزیزم کن صدا ای دلربا

اسم من را بی صدا فریاد کن در گوش من
تا دلم عاشق شود از ابتدا تا انتها

#مجید_محمدی( تنها)
مجید محمدی
غزلیات مجیدمحمدی(تنها)
1403/11/10
24

نام شعر: منطق
پشت من گفتی ندارم من که حتی منطقی
آبرو داری همیشه کرده ام نا لایقی

می‌زنی تهمت چرا بر قلب این عاشق عزیز؟
من که تسلیمت همیشه بوده ام ای مشرقی

هرکسی لافی زده پشتت زبانش بسته شد
من نگفتم از بدی های تو همچون عاشقی

بارها گفتم فرشته صفتی یادت که هست؟
ماهرانه از سرم عقلم ربودی،سارقی

تا ابد زیبا ترینی بهترینی مثل ماه
هیچ سودی این ندارد آنقدر بی منطقی
#مجید_محمدی(تنها)